سرود ناهماهنگ باد را در تپش خاک با اشک می نوازم
چه تهی ست دستان ابر کبود و من خود ابری می شوم : غمگین ٬ مرطوب
آسمان رویا سبز نخواهد بود در انحنای خستگی دست ها
و دیگر چشم ها خیره به آسمان خیس نمی شوند
+
نوشته شده در پنجشنبه بیست و دوم آذر 1386ساعت 22:8  توسط منتظر
|